Lajevardi Fountdation Logo
  1. وب سایت فارسی
  2. نمایشگاه ها
  3. نمایشگاه آثار چاپی گونتر اوکر
  • نمایشگاه آثار چاپی گونتر اوکر

    17 اردیبهشت-26 شهریور
    نمایشگاهی از منتخب آثار چاپی گونتر اوکر، هنرمند آلمانی، عصر جمعه 17 اردیبهشت در بنیاد لاجوردی گشایش یافت.
     در مراسم گشایش نمایشگاه که به صورت خصوصی با حضور گونتر اوکر برگزار شد، یوستوس کِمپر رایزن فرهنگی سفارت آلمان، مجید ملانوروزی مدیر و احسان آقایی نائب رئیس موزه هنرهای معاصر تهران، صادق خرازی، افشین درمبخش و تیل برکنر مدیران گالری برکنر آلمان، سفیر هلند، رادک سادوفسکی رایزن فرهنگی سفارت لهستان، چند مجموعه‌دار آلمانی، جمعی از گالری‌داران و چهره‌های به نام ِ فرهنگ و هنر ایران چون لوریس چکناواریان و... حضور داشتند. در این مراسم، از کتاب آثار اوکر با  عنوان «کرنش به حافظ» نیز رونمایی شد. این کتاب مجموعه آثاری را دربرمی‌گیرد که با الهام از غزلیات حافظ خلق شده‌اند. کتاب «کرنش به حافظ» از سوی انتشارات هنر معاصر وابسته به بنیاد لاجوردی چاپ و منتشر شده است.

  • گونتر اوكر در سال ١٩٣٠ در آلمان شرقى در خانوادهاى روستايى و كشاورز متولد شد. سالهاى نوجوانىاش همزمان با جنگ جهانى دوم بود. تجربه‌ی جنگ، خشونت و ویرانی ناشی از آن، تأثیری عمیق بر روح او بر جای گذاشت. در جوانى گرايش‌های ‌‌‌سياسىاش او را راهى آلمان غربى كرد. در شروع دهه 60 میلادی به اتو پینه و هاینس مایک در گروه هنری «صفر» (زیرو) پیوست. اوکر همراه گروه «صفر» که جریانی پیشرو پس از جنگ ‌جهانی دوم در آلمان بود، راه هنر را از نقاشی سنتی به سوی هنری رهنمون ساختند که از مواد، رسانه‌ها و تکنیک‌های نو بهره می‌جست. اوکر در حال حاضر یکی از مهمترین هنرمندان معاصر و سرشناس آلمانی است و آثارش با قیمت‌های میلیون یورویی در حراجی‌ها فروخته می‌شود. او در سال ۲۰۱۴ میلادی به عنوان هنرمند برتر کشور آلمان برگزیده شده است.

    روند شكلگيرى آثار اوكر همواره متأثر از تجربيات زندگىاش بوده است. در آثار او زندگی و هنر چنان در هم تنیده‌اند که گویی هیچ کدام موجودیت مستقلی ندارند. یکی از ویژگی‌های این هنرمند، گرایش او به برگرفتن مفاهیم از حوزه‌های گوناگون فرهنگی و وارد‌کردن آن‌ها به جهان آثار خود است، او این تمهید را به شیوه‌ای برای اندیشیدن در مورد خود هنر تبدیل کرده است. ایده‌های برگرفته از ملل و اقوام مختلف، از مكاتب عرفانى و دینی گرفته تا سنت‌های تاریخی در کنار عناصرى كه او در آثارش به کار می‌گیرد، همچون ادوات كشاورزى، ابزارهاى شكنجه، ميخ، چكش، چوب، تبر، خاك، سنگ، كلمات و... همه و همه در کنار هم مجموعه‌ای از ایما و اشاره‌هایی را تشکیل داده است که به نظر می‌رسد در کنار هم جهان هنرمند را بازنمایی می‌کنند؛ جهانِ هنرمندانه‌ای که شاید به اعتباری بتوان آن را ایده‌ی فرهنگ نامید. به عنوان نمونه  عنصری چون میخ که از نمادهای معمولاً حاضر در آثار اوست چنان با تاریخ پیوند می‌خورد که از نمادی به ظاهر ساده به عنصری پیچیده با دلالت‌های گوناگون فرهنگی در آثار او تبدیل می‌شود. میخ‌ها در آثار او به‌عنوان یک منبع حفاظت و نگهداری و همزمان به مثابه‌ی نمادی از درد و رنج آدمی مفهوم‌پردازی می‌شوند. ابزاری که از اواخر دهه 50 میلادی در آثارش نمود پیدا کرد و اکنون دیگر تبدیل به امضای کاری اوکر شده است. او با میخ‌ها شعر می‌نویسد و حتی میخ را در جهان آثارش تبدیل به ابژه‌ای با بار عاطفی کرده است. او از تمام دلالت‌های ابزاری ابژه‌ای مانند میخ به نفعِ مفهوم‌سازی بصری در آثارش بهره می‌برد. ابژه‌ای که کارکردی دو‌گانه دارد، برای شفا دادن و یا صدمه زدن، تعمیرکردن، محکم کردن، آسیب زدن، ساختن و... به کار می‌رود. تمام این معناهای گاه چند‌گانه و حتی متناقض میخ در تاریخ فرهنگ هم وجود داشته است. یکی از صریح‌ترین نشانه‌های آن به صلیب کشیدن عیسی در تاریخ مسیحیت است. میخ یکی از همان ابزاری بود که با آن مسیح را در تپه‌های جلجتا به صلیب آویختند و مصلوب کردند. میخ در اینجا یادآور زخمی است که بر تجسد روحِ مسیح بر زمین وارد آمده است و به اعتبار عام نمادی از رنج روح در بستر جهان مادی. برای اوکر، هنرمندی که مذهب همواره الهام‌بخش او بوده است، یک اثر هنری همان معنای استعاری و نیرویی همانند زخم‌های مسیح را دارد. شکلی از بیرون زدن زخم و آگاهی از اجتناب‌ناپذیری آن در مرزهای بی‌کران روح آدمی؛ زخم و جراحتی که  توامان میل همدلانه به شفا و بهبود یافتن را بیدار می‌کند. به عبارت دیگر، به منظور بهبود و شفایافتن، نیاز به مواجه‌شدن با جراحات است. اوکر خودش را به‌عنوان یک لرزه‌نگار توصیف می‌کند، لرزه‌نگاری که بر زخم‌های تاریخ می‌نشیند و آثارش به منظور یادآوری، شفاعت و مرهم همین لرزه‌ها و زخم‌ها بر جان تاریخ است.

    آثار اوکر و شکل مواجهه‌ی او با پیرامونش جهانی را بازمی‌نمایاند که با رمز‌گشایی از آن نه‌تنها به دنیای متراکم از ایده‌ی او دسترسی پیدا می‌کنیم بلکه روحِ زمانه‌ی خویش را نیز توامان خواهیم یافت. او هنرمند زمانه‌ی خویش است، به همین‌ سبب اجتماع و سیاست در کارهای او حضوری پررنگ دارند. او موفق شده است با استفاده از ابتدایی‌ترین مواد که عموماً از دل طبیعت بر‌آمده‌اند، زبانِ تصویری خاص خود را بسازد. زبانی که از مجرای عناصر طبیعی برای نشان‌ دادن زخمی که استیلای فرهنگِ قرن بیستم بر خودِ طبیعت وارد کرده است استفاده می‌کند. فرهنگی که در نهایتِ خود در پی سلطه بر طبیعت است اما به استیلای انسان بر انسان ختم می‌شود. آثار اوکر پاسخی هستند به جراحت و زخمِ طبیعت در بستر فرهنگ.

    آثار اوكر با اينكه در نگاه اول ساده مىنمايند، اما عميقاً داراى پيچيدگىهاى فكرى هستند. اوکر علاقه‌ای شگرف به فرهنگ‌های جهان دارد و حاصل این علاقه‌ سفرهای بسیار او به اقصی نقاط جهان است. سفرهایی که تجربه‌ی آنها، جوهرهی بسیاری از آثارش را در بر‌گرفته‌اند. هنرمندی که آثارش بازنمود رنج آدمی است و جستجوگری که در پی مرهمی برای فرهنگِ بشری است. جستجویی که از باختر تا خاور را در بر می‌گیرد. از گوته تا حافظ شیرازی ...